الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

358

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

نياز از مال است بدون اينكه تلاش و سختى در طلب زائد كند و اين صفتى است پسنديده كه كسب سائر فضائل متوقف بر آن است . « 1 » يكى از حكماء مىگويد : « إسْتِغنائُك عَن الشىء خيرٌ مِنْ استغنائِك بِه » : « بىنيازى تو و عدم حاجت تو به چيزى ، بهتر از بىنيازى تو به وسيله آن چيز است » . « 2 » چه جمله زيبائى است ، جمله او اشاره به مسئله قناعت دارد ، مىگويد اگر قناعت پيشه كردى چيزى نخواستى بهتر است از اين كه قناعت پيشه نكنى و فكر كنى با فلان چيز بىنيازى . عمدتاً مردم فكر مىكنند ، بايد چيزى را داشته باشند ، تا بىنياز شوند و دستشان پيش ديگرى دراز نباشد ، فكر مىكنند بايد خانه‌اى با چنين خصوصيات و ماشينى با چنان ويژگى داشته باشند ، تا بىنياز باشند ، در حالى كه اين حكيم مىگويد اگر قناعت پيشه كردى و به قدر حاجت و نياز اكتفاء كردى ، تو بىنيازى اين بىنيازى بهتر از آن بىنيازى است ، اين بىنيازى تملق و چاپلوسى و حرام و حلال كردن ندارد ، در حالى كه آن بىنيازى كه با داشتن چيزى حاصل شود ، نياز به تلاش و دوندگى دارد ، و چه بسا تملق و حرام و حلال كردن ، و اين همان است كه مولى مىفرمايند : « القَناعةُ مالٌ لا يَنْفَد » : « قناعت مالى و سرمايه‌اى است كه تمام شدنى نيست » . « 3 » قناعت تنها جنبه آخرتى ندارد ، بلكه از نظر سياسى و اقتصادى نيز ريشه امور است بسيارى از جهت‌گيريهاى سياسى در روابط بين‌المللى ، بر ميزان قناعت صورت مىگيرد ، آبروى سياسى ، اقتصادى و خودكفائى يك مملكت را قناعت حفظ مىكند و در مقابل عدم قناعت از بين برنده شخصيت سياسى يك مملكت در

--> ( 1 ) . جامع السعادات ، جلد 2 ، صفحه 100 . ( 2 ) . سفينة البحار ، جلد 2 ، صفحه 451 . ( 3 ) . همان مدرك ، صفحه 452 . .